ذبيح الله صفا
17
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
حكومت ايلخانان بر ايران دنبالهء تسلّط مغول و تاتار را از وجوه مختلف براى يك مدّت طولانى بر ايران حفظ كرد . سلاطين اين سلسله مدّتها بعنوان يك قوم خارجى بر ايران حكومت ميكرده و آن را ملك مفتوح خود ميشمردهاند ، از حيث دين هم با ايرانيان توافقى نداشتهاند . بدين معنى كه همراهان هولاگو بيشتر عيسوى و معدودى بودايى بودهاند . زوجهء هولاگو عيسوى مغولى بود و زوجهء اباقا مريم دختر امپراطور روم شرقى نيز بر كيش مسيحى بود و اين امر چنان كه خواهيم ديد از حيث دينى ايجاد فتور و سستى در اسلام كرد . قبول رسمى دين اسلام بوسيلهء ايلخانان مغول از دورهء غازان خان يعنى از آخر قرن هفتم صورت گرفت ولى اين امر خيلى كم در ميزان توحّش و آزار و ايذاء مغولان و كشتن رجال و وزراء و امثال اين كارها كه خاص پادشاهان زردپوست در ايران بود ، اثر داشت و بر رويهم با سلطنت آنان و همچنين با حكومت امراى مغولى پيش از آنان انحطاطى كه از دورهء سلطنتهاى ترك در ايران آغاز شده بود به وضع هراس انگيزى تكميل گرديد . امارتهاى ميان ايلخانان و تيموريان بعد از مرگ ابو سعيد بهادر خان بسال 736 هجرى همچنانكه گفتيم تجزيهء ممالك ايلخانى آغاز شد و بقوّت ادامه يافت . سرداران متنفّذ ابو سعيد و بعضى امارتجويان ديگر از هر گوشهيى سر برآوردند و چندى ببهانهء حمايت از خانزادههاى مغولى و بعد هم رسما بعنوان تصرّف و تسلّط بر نواحى مختلف دعوى امارت كردند و ازين راه حكومتهاى معروف آل جلاير و امراى چوپانى و آل مظفّر و آل اينجو و امراى طغاتيمورى و امراى سربدارى و امثال آنها بوجود آمدند . سلسلههاى ديگرى هم كه مقارن حملهء مغول وجود داشته يا در دورهء حكومت ايلخانان پديد آمده و با قبول ايلى باقى مانده بودند ، مانند سلغريان و ملوك شبانكارهء فارس و اتابكان يزد و اتابكان لرستان و قراختائيان كرمان و آل كرت هرات و ملوك طبرستان و رويان هم بعضى در دورهء ايلخانان منقرض شده و بعضى پس از سقوط دولت ايلخانى بحكومت خود ادامه دادند . دورهء قدرت اين امارتها